
انتشار این مقاله به معنی رد و یا قبول آن نیست و هدف از انتشار آن بررسی دیدگاه های متفاوت موجود است
امامت و غدیر مسئله امامت، یکی از مهمترین مسائل اختلافی بین اهلسنت و اهلتشیع میباشد که هر کدام از این دو فرقه دلایلی برای اثبات ادعای خود دارند و مسأله خلافت حضرت علی (ع) از مهمترین ثمرات این اختلاف است که اهلتشیع از حدیث غدیر بر امامت حضرت علی استدلال میگیرند، اما اهلسنت آنرا به عنوان تاکید محبت صحابه با حضرت علی میدانند.
به همراه نقد شخصی یکی از کاربران الکترونیک دانلود
.
نزد اهلتشیع، امامت، یکی از اصول دین بشمار میآید و بدون اعتقاد به امامت، ایمان را ناقص میدانند. اصول دین نزد آنان پنج چیز است:
۱- توحید ۲- عدل ۳- نبوت ۴- امامت ۵- معاد [تحفة العوام المقبول ص ۱۸].
درحالی که از نظر جمهور اهلسنت و جماعت، امامت جزء عقاید نیست، بلکه حکمی مهم، از احکام شریعت میباشد. از نظر اهلسنت برای به اجرا درآوردن شریعت اسلامی، یکی از وظایف عامه مسلمین این است که از میان خود، فردی را که اهلیت، صلاحیت و سایر شرایط رهبری را داشته باشد به عنوان رئیس و سرپرست انتخاب کنند تا وی احکام و قوانین شریعت را بطور فراگیر در جامعه پیاده نماید.
.
نتایج این اختلاف
۱- نزد اهلسنت، شخصی که دارای صلاحیت لازم باشد، از طرف عموم مسلمانان به عنوان امام تعیین میشود، اما نزد اهلتشیع تعیین امام بر خدا واجب است.
۲- نزد اهلسنت، اهلیت و صلاحیت برای امام ضروری است، اما عصمت لازم نیست، اما نزد اهلتشیع امام باید معصوم باشد.
.
۳- از دیدگاه اهلسنت، امام باید در جامعه ظاهر باشد تا مردم برای رفع مشکلات خود به وی مراجعه کنند، اما نزد اهلتشیع امام میتواند از دید مردم مخفی باشد.
.
۴- نزد اهلسنت، امام باید دارای قدرت و حکومت باشد، اما نزد اهلتشیع داشتن حکومت و اقتدار برای امام الزامی نیست.
.
۵- اهلسنت با وجود اعتراف به اهلیت و فضایل حضرت علی رضیاللهعنه ایشان را خلیفه بلافصل رسولالله صلیاللهعلیهوسلم نمیدانند، و معتقدند که در رتبه چهارم خلفای راشدین قرار دارد، اما اهلتشیع قائل به بلافصل بودن خلافت حضرت علی رضیاللهعنه میباشند.
.
۶- اهلسنت بیعت تمام صحابه و تابعین را که با خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، عثمان، رضیاللهعنهم اجمعین) صورت گرفته است، صحیح و برحق میدانند، اما اهلتشیع این بیعت را نوعی غصب و بیت کنندگان (صحابه) را غاصب میدانند. ( العیاذ بالله)
.
امامت بلا فصل حضرت علی رضیاللهعنه
نکته قابل ذکر در این موضوع اینست که آیا رسولالله صلیاللهعلیهوسلم حضرت علی رضیاللهعنه را خلیفه و جانشین خودشان معرفی کردند و حضرت علی خلیفه بلا فصل محسوب میشود؟
برای اثبات این موضوع، اهلتشیع مهمترین آیهای که از آن استدلال میگیرند، آیه ۶۷ سوره مائده میباشد:
« یا أیها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس إن الله لایهدی القوم الکافرین».
درمورد تفسیر این آیه در تفاسیر اهلتشیع آمده که این آیه قبل از خطبه غدیرخم نازل شده است.
همچنین در این تفاسیر آمده است که آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم بنابر دلایلی، از ابلاغ امامت حضرت علی هراس داشتند تا اینکه این آیه نازل شد و به آن حضرت دستور داده شد که امامت حضرت علی رضیاللهعنه را دربین مردم اعلام نماید. لذا آن حضرت بعد از نزول این آیه در تاریخ ۱۸ ذیالحجه سال دهم هجری در محلی بنام غدیرخم امامت حضرت علی را اعلام کردند. [کشف الاسرار ص ۱۶۴ حق الیقین ص ۱۳۹].
.
تفسیر آیه از دیدگاه اهلسنت
اهلسنت ضمن اینکه به همه فضایل حضرت علی و صلاحیت ایشان برای امامت و قیادت مسلمانان اعتراف دارند، هیچگاه دچار غلو نشده و صحابه و دیگر شخصیتهای دینی را در همان چارچوبی که قرآن و حدیث آنان را معرفی کرده، شناخته و معرفی مینمایند.
توجه به نکات زیر، نادرست بودن اثبات امامت بلافصل حضرت علی رضیاللهعنه را از این آیه واضح میکند:
.
۱- دراین آیه، نه ذکری از حضرت علی است و نه حرفی از امامت. بلکه بطور کلی به رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم دستور داده شده که در تبلیغ احکام دین از هیچ کوششی دریغ نورزند و از تصدیق و تکذیب کفار، هراسی نداشته باشند زیرا هدایت و ضلالت دردست الله تعالی میباشد.
.
۲- اگر امامت بلافصل حضرت علی رضیاللهعنه را پیامبر به امت رسانیده باشند، چگونه ممکن است امت برآن حکم عمل نکند یا حداقل به هنگام اختلاف از آن حکم استدلال نشود. درحالی که پس از وفات حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم صحابه کرام درسقیفه بنیساعده گردهم آمدند و دلایل مختلفی برای خلافت بیان کردند، اما هیچ یک از آنان نص عقیده امامت را مطرح نکرد و در دوران خلافت عمر و عثمان رضیاللهعنهما نیز که با شورا صورت گرفت و خود حضرت علی نیز از اعضای آن بود هیچگاه ذکری از نص امامت به میان نیامد؟! لذا این ادعا، ادعای محض و بدون دلیلی است که هیچکدام از صحابه و اهلبیت، نه قایل به آن بودند و نه ناقل آن.
.
۳- از روایاتی که علامه ابنجریر طبری، امام ثعالبی، امام فخرالدین رازی، علامه قرطبی، علامه آلوسی، و جمهور مفسرین از حضرت عبدالله بنشفیق، حضرت عائشه و عبدالله بنعباس رضیاللهعنهم ذکر کردهاند، معلوم میشود که این آیه مدتها قبل از حجة الوداع نازل شده است. اکثر مفسرین این آیه را مدنی گفتهاند.
علامه قرطبی مینویسد: دلیل مدنی بودن این آیه، روایتی است که امام مسلم در صحیح خود از حضرت عائشه نقل میکند، حضرت عائشه میفرماید: پس از آمدن به مدینه آن حضرت در یکی از شبها فرمودند: کاش یکی از اصحاب نگهبانی میداد. حضرت عائشه رضیاللهعنها میفرماید: دراین هنگام صدای شمشیرها را شنیدم. رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم پرسیدند: شما که هستید؟ پاسخ دادند : سعد و حذیفه هستیم و برای نگهبانی از شما آمدهایم. رسولالله صلیاللهعلیهوسلم به خواب رفتند به طوری که صدای خواب ایشان شنیده میشد. در همین زمان آیه «یا أیها الرسول بلغ ما انزل الیک…» نازل شد.
آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم سر از خیمه پوستی بیرون آورده فرمودند: ای مردم! برگردید زیرا الله تعالی مرا حفاظت میکند. [تفسیر قرطبی۶/۲۴۴]
علامه آلوسی بعد از بحث طولانی در مورد خطبه غدیرخم در خاتمه مینویسد: از روایاتی که دلالت بر شان نزول این آیه میکند – بالفرض صحت آن روایات – فقط، فضیلت حضرت علی رضیاللهعنه ثابت میشود که حضرت علی محبوب مومنین است و ما (اهلسنت) هرگز منکر فضیلت ایشان نیستیم و بلکه هرکس فضیلت حضرت علی و محبوبیت ایشان را انکار کند او را ملعون میدانیم. [روح المعانی ۶/۱۹۷]
.
۴- در مورد تفسیر «والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین» علامه فخرالدین رازی میفرماید: در مورد این آیه بهترهمین است که بر حفاظت از مکر و فریب یهودیان و مسیحیان حمل کرده شود، زیرا در آیات قبلی و بعدی، مخاطب قرآن، یهودیان و مسیحیان است.
لذا توجیه آیه به مواردی که آن را از سیاق و سباق منفک و منقطع گرداند، ممتنع به نظر میرسد. [تفسیر کبیر ۱۲/۵۰]
خلاصه اینکه، با توجه به الفاظ، ترجمه، سباق و سیاق و روایات شأن نزول آیه، ثابت نمودن عقیده امامت بلافصل حضرت علی رضیاللهعنه از این آیه، نوعی تحریف معنوی در قرآن کریم تلقی میشود.
حال بعد از بررسی مختصر آیهای که برخلافت بلافصل حضرت علی رضیاللهعنه از آن استدلال گرفته شده، احادیث و روایاتی که بر این موضوع حمل کرده شده را نقل و مورد بررسی قرار میدهیم.
از مهمترین و بارزترین روایاتی که در این موضوع استدلال گرفته شده حدیث غدیرخم است که بنام «حدیث موالات» نیز یاد میشود.
در این مقاله مختصر، این حدیث را از لحاظ سند، الفاظ، معانی، شأن ورود و تشریح آن در پرتو دیگر احادیث و کلام محدثین و مؤرخین مورد بررسی قرار میدهیم.
.
حجة الوداع
یکی از مهمترین وقایع حیات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم واقعه حج بیت الله الحرام میباشد که به «حجة الوداع» معروف است. دراین سفر (حجة الوداع) آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم درمکانهای مختلف، خطبههایی ایراد فرموده و در آنها اصول بنیادی دین و عوامل اتحاد امت را گوشزد نمودند. آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم در خطبه تاریخی حجة الوداع که در میدان عرفات ایراد کردند، امور اساسی دین اسلام را متذکر شدند.
هنگام بازگشت از حجة الوداع کنار تالابی بین مکه و مدینه، نزدیک (جحفه) زیر سایه درختان اتراق کردند. این منطقه معروف به (وادی خم) و (غدیرخم) بود و پیامبر در این منطقه خطبهای ایراد کردند که بنام (حدیث غدیر) مشهور گشت. این خطبه در روز یکشنبه ۱۸ ذیالحجه ایراد شد.
.
الفاظ خطبه حجة الوداع
خطبه وحدیث غدیر درکتب اهلسنت به شیوههای مختلف و با الفاظی گوناگون نقل شده است که بصورت گذرا آنها را بررسی میکنیم:
.
۱- صحیح بخاری: در صحیح بخاری، این خطبه منقول نیست. البته روایتی در بخاری موجود است که به سبب بیان این خطبه اشاره دارد. در آن روایت آمده است که حضرت بریده اسلمی رضیاللهعنه میفرماید:
رسولالله صلیاللهعلیهوسلم حضرت علی رضیاللهعنه را به طرف خالد بن ولید رضیاللهعنه فرستاد تا اموال خمس را بیاورد. حضرت بریده میگوید: من از حضرت علی ناراحت بودم. در همین دوران حضرت علی با کنیزی که از مال غنیمت بود، همخوابی کرده و غسل نمود. من به خالد گفتم: او – حضرت علی – را نمیبینی چکار میکند؟! وقتی نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم حاضر شدیم شکایت خود را نزد آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم مطرح کردم. آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: آیا با علی کدورت داری؟ عرض کردم: بله، آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: با او کدورت نداشته باش؛ چرا که حق او در مال خمس بیشتر از آن بوده است. [بخاری ج ۲]
.
۲- صحیح مسلم: درصحیح مسلم این خطبه با این الفاظ آمده است:
أما بعد: أیها الناس انا بشر یوشک ان یأتی رسول ربی فاجیب و انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذوا کتاب الله و استمسکوا به، فحث علی کتاب الله و رغب فیه ثم قال واهلبیتی! اذکرکم الله فی اهلبیتی اذکرکم الله فی اهلبیتی اذکرکم الله فی اهلبیتی. [صحیح مسلم۳/۵۲۱]
ترجمه: «بعد از حمد وسلام، هان ای مردم! من هم انسان هستم، بزودی پیک پروردگار- ملک الموت- فرا میرسد و من دعوتش را لبیک میگویم، دو چیز گرانبها را درمیان شما میگذارم. اول کتاب خدا – قرآن – که سراسر هدایت و نور است». آنگاه مردم را نسبت به قرآن ترغیب دادند سپس فرمودند: «و دوّمی اهلبیتم است درمورد اهلبیتم خدا را بیاد داشته باشید! درمورد اهلبیتم خدا را بیاد داشته باشید! درمورد اهلبیتم خدا رابیاد داشته باشید!».
.
۳- ترمذی: درترمذی روایتی از حضرت زین بن ارقم رضیاللهعنه هست که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند «من کنت مولاه فعلی مولاه».
.
۴- ابن ماجه: درابن ماجه حدیث غدیرخم از حضرت براءبن عازب رضیاللهعنه روایت شده است، میفرمایند: ما همراه رسولالله صلیاللهعلیهوسلم از سفر حج برمیگشتیم، در میان راه برای ادای نماز توقف کردیم بعد از ادای نماز آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم دست حضرت علی رضیاللهعنه را گرفته فرمودند: «الست اولی بالمومنین من انفسهم قالو بلی قال الست اولی بکل مومن من نفسه قالوا بلی قال فهذا ولی من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه».
ترجمه: «آیا من از جان مومنان در نزد آنان محبوبتر نیستم؟ (صحابه) عرض کردند: البته که هستید، باز فرمودند: آیا من نسبت به هر مومنی از جانش محبوبتر نیستم؟عرض کردند البته که هستید، فرمودند: پس این – علی – محبوب آن کسی است که من محبوب اویم، بارالها! دوست بدار دوستدارانش را ودشمن بدار دشمنانش را.
.
۵- نسایی: در “السنن الکبری للنسایی” خطبه غدیر به شرح زیر روایت شده است:
حضرت زید بن ارقم میفرماید: زمانی که رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم از حجة الوداع برمیگشتند، در غدیرخم فرود آمده سپس فرمودند: «کأنی قد دعیت فأجبت، انی ترکت فیکم الثقلین، احدهما اکبر من الاخر، کتاب الله وعترتی اهلبیتی، فانظروا کیف تخلفونی فیهما»، فانهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض، ثم قال: «إن الله مولای وأنا ولی کل مومن، ثم أخذ بید علی فقال: من کنت ولیه فهذا ولیه،اللهم وال من والاه وعاد من عاداه».
ترجمه: «گویا من دعوت شدهام و دعوت را اجابت نمودهام – کنایه ازقرب وفات آن حضرت میباشد – در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم که یکی بزگتر از دیگری است: کتاب خدا و عترتم، یعنی اهلبیتم را، در مورد چگونگی برخورد با آنها بعد از من مواظب باشید، زیرا این هر دو، تا کنار حوض کوثر که به من برسند از یکدیگر جدا نخواهند شد.سپس فرمودند: خداوند محبوب من و من محبوب هر مومن هستم». سپس دست حضرت علی را گرفته فرمودند: «هرکس من محبوب او هستم، علی محبوب اوست، پروردگارا! هرکه با او محبت ورزد، تو با او محبت کن، و هرکس با او دشمنی میکند، تو نیز با او دشمن باش».
دکتر محمد جواد مشکور که یکی از محققین اهلتشیع میباشد، مینویسد: در اواخر ذیالقعده سال دهم هجری، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم با تعداد زیادی از یارانش برای ادای فریضه حج به مکه رفتند، حضرت علی رضیاللهعنه که در این زمان از یک مأموریت جنگی از یمن برگشته بود، شخصی را به جای خود بر لشکریان خویش گمارده، به رسول خدا پیوست، لشکریانی که از یمن آمده بودند، غیبت او را مغتنم شمرده از مال غنیمت، مقداری لباس برداشته و پوشیدند. پس از ادای مراسم حج حضرت علی بازگشت و چون لشکریان را در آن حال دید، برآشفت وبه جانشین خود گفت: چرا ایشان بدون اجازه من این جامهها را پوشیدهاند؟ وی عرض کرد: من این جامهها را برآنان پوشانیدم تا آراسته و زیبا باشند، حضرت علی رضیاللهعنه دستور داد تا جامهها را از تن بیرون کنند، لشکریان از حضرت علی رضیاللهعنه سخت برنجیدند وشکایت پیش رسول خدا بردند، پیامبر برای فرونشاندن این فتنه برخاست وخطبهای ایراد فرموده، در آن میان فرمود: «ای مردم از علی شکوه نکنید، به خدا قسم وی در امری که مربوط به خدا و در راه حق باشد سختگیرتر از آنست که بتوان از او گله کرد». پس از ادای مراسم حج، رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم با اردوی خود به سوی مدینه بازگشت.
در هجدهم ذیالحجه سال دهم هجری در راه، به آبگیری بنام “غدیرخم” که نزدیک محلی بنام “جحفه” بود رسید، مسلمانان در آنجا از شتران خود فرود آمدند تا چندی بیاسایند…. سپس پیامبر، خطبهای ایراد فرمودند و بعد از خطبه در حق حضرت علی رضیاللهعنه فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه». همه عامه و خاصه (سنی وشیعه) این حدیث را نقل کردهاند، منتها محدثان عامه، آن را مربوط به ناراضگی لشکریان علی از او میدانند و محد ثان شیعه، مربوط به جانشینی او. [تاریخ شیعه و فرقههای اسلامی]
همچنین ابوالفتوح رازی از علمای اهلتشیع، علت نارضایتی بعضی ازصحابه با حضرت علی را بیان کرده و مینویسد: ایشان – عدهای از حاضران در حجة الوداع – شکایت حضرت علی را با رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم کردند از آنچه در دلشان بود. رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: علی صواب کرده. و چون آنان از کینه وبددلی نسبت به علی خودداری نکردند، رسولالله صلیاللهعلیهوسلم به خبر آمده و طی خطبهای فرمودند: «ارفعوا السنتکم عن علی، فإنه خشن فی ذات الله غیر مداهن فی دینه». «زبانتان را از علی کوتاه کنید که او مرد درشتی است درایمان به ذات خدا ودر دین خدا مداهنه نمیکند»، مردمان چون خشم رسولالله و مبالغه او بدیدند، زبان کوتاه کردند، چون رسول خدا حج بگذارد و برگشت، در راه به جایی رسید آنرا “غدیرخم” گویند، خطبهای بلیغ برای مردم خواند و تمام احکام خدا را که قبلا به مردم رسانیده بود، دوباره بازگو کرد و در آخر خطبه، حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» برای رفع کدورت و غرض ایجاد محبت او در قلب مسلمانان بیان فرمود.[تفسیر ابوالفتوح، سوره مائده، ص۱۹۱]
تحقیق لغوی
در روایاتی که در آنها خطبه غدیرخم ذکر شده، آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم فضیلت حضرت علی را در قالب الفاظی مانند “ولی، اولی، مولی” بیان فرمودند. لفظ “ولی” باشد یا “مولی” یا “اولی”، هر سه از ولایت گرفته شدهاند. ولایت در زبان عربی به معنای قرب، تعلق و دوستی میآید. [مفردات القرآن: راغب اصفهانی]
همچنین “ولی” در زبان عربی به معنای یاور، دوست، محب و محبوب نیز به کار میرود که جمع آن “اولیاء” میآید. «ولی» با این معانی در قرآن در حق خداوند «الله ولی الذین امنوا» ودر حق مومنین «الا إن اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون» بکار رفته است.
لفظ “مولی” به سبب کثرت معانی، در احادیث مختلف، به معانی مختلف استعمال شده است. علامه ابن اثیر در لغتنامه مشهور خود “النهایة فی غریب الحدیث” در توضیح لفظ مولی مینویسد: وهو اسم یقع علی جماعة کثیرة فهو الرب، والمالک، والسید، والمنعم، والمعتق، والناصر، والمحب، والتابع، والجار، وابن العم، والحلیف، والعقید، والصهر، والعبد، والمعتق، والمنعم علیه، واکثرها قد جاءت فی الحدیث فیضاف کل واحد الی الحدیث الوارد فیه…. ومنه الحدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» یعمل علی اکثر الأسماء المذکورة.
لفظ – مولی – اسمیاست که بر معانی مختلف مانند: پروردگار، مالک، سردار، محسن، آزادکننده، یاور، محبت کننده، فرمانبردار، همسایه، پسرعمو، هم پیمان، عقدکننده، داماد، غلام، غلام آزادشده، واحسان شونده اطلاق میشود که بیشتر این معانی در احادیث بکار رفته است و مطابق با اقتضای آن حدیث، معنای مناسب، مراد گرفته میشود، مثلا در حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» بر اکثر معانی مذکوره، محمول میشود.
معنای “اولی” در عربی ، اقرب {قریبتر}و أحق {حقدارتر} میآید. چنانکه در قرآن کریم آمده است «إن أولی الناس بإبراهیم للذین اتبعوه وهذا النبی والذین امنوا والله ولی المومنین». براستی کسانی به ابراهیم قریبتر و لایقتراند که از وی و این پیامبر (محمد صلیاللهعلیهوسلم) و ایمان آورندگان، پیروی میکنند و خداوند دوست مومنین است».
در این آیه، “اولی” را به معنای حاکم گرفتن، ممکن نیست.
لذا با توجه به معانی لفظ “مولی” در پرتو آیات و احادیث و درنظر گرفتن سباق و سیاق و شأن ورود حدیث، به هیچ وجه نمیتوان از این جمله، امامت وخلافت را ثابت نمود.
توجه به واقعات و روایات صحیح و مستند، دلایل واضحی است بر اینکه نه حدیث غدیر بیانگر خلافت بلافصل حضرت علی است و نه حضرت علی رضیاللهعنه این ادعا را داشتهاند.
بعنوال مثال از روایتی که در صحیح بخاری آمده، واضح میشود که حدیث موالات، هیچ ارتباطی به مسئله خلافت ندارد، در این روایت آمده: إن عبدالله بن عباس أخبره ان علی بن ابیطالب خرج من عند رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فی وجعه الذی توفی فیه فقال الناس: یا أبا الحسن کیف أصبح رسولالله صلیاللهعلیهوسلم؟ فقال: أصبح بحمد الله بارئاً، فأخذ بیده عباس بن عبد المطلب فقال له: أنت والله عبدالعصا وإنی لأری إلی رسولالله صلیاللهعلیهوسلم یتوفی من وجعه هذا، إنی لأعرف وجوه بنیعبدالمطلب عند الموت، إذهب بنا إلی رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فلنسأله فی من هذا الامر، إن کان فینا علمنا ذلک وإن کان فی غیرنا علمناه فاوصی بنا، فقال علی: إنا والله لئن سألناها رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فمنعناها لا یعطیناها الناس بعده، وإنی والله لا أسألها رسولالله صلیاللهعلیهوسلم.
ترجمه: حضرت عبد الله بن عباس میفرمایند: در مرض الوفات رسولالله صلیاللهعلیهوسلم حضرت علی از نزد آن حضرت بیرون آمد. مردم پرسیدند: ای ابوالحسن! حال رسولالله صلیاللهعلیهوسلم چطور است؟ جواب داد: الحمد لله خوب است. حضرت عباس بن عبدالمطلب رضیاللهعنه دست حضرت علی رضیاللهعنه را گرفته، فرمود: قسم به خدا که تو بعد ازسه روز مورد نافرمانی قرار میگیری! ومن گمان میکنم پیامبر درهمین مریضی وفات میکنند، زیرا من چهره نوادگان عبدالمطلب را در لحظه مرگ تشخیص میدهم، لذا نزد پیامبر رفته و از ایشان در مورد امر خلافت سوال کنیم، اگر خلافت حق ما باشد که معلوم خواهد شد واگر حق دیگران باشد باز هم معلوم خواهد شد و پیامبر درباره ما به آنها وصیت خواهد کرد. حضرت علی رضیاللهعنه جواب داد: به خدا قسم اگر در مورد این موضوع از پیامبر سوال کنیم و ایشان ما را از آن منع فرماید، بعد از آن هرگز مردم، این حق را به ما نخواهند داد، لهذا هرگز درباره این موضوع از پیامبر سوال نمیکنم».
از این حدیث به خوبی معلوم میشود که گفتگوی حضرت عباس و حضرت علی رضیاللهعنهما، سه روز قبل از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم بوده است، در حالی که خطبه غدیر، سه ماه قبل از وفات آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم ایراد شده بود، اگر در خطبه غدیر، خلافت بلافصل حضرت علی اعلام شده بود، چه نیازی به پرسیدن حضرت عباس بود، وچرا حضرت علی رضیاللهعنه در جواب حضرت عباس نفرمود: خلافت و امامت من که سه ماه قبل در غدیرخم اعلام شده و نیازی به پرسیدن نیست؟!
این گفتگو ضمن اثبات بیارتباطی خطبه غدیرخم با مسأله خلافت، مؤید این اصل اهلسنت نیز میباشد که تعیین خلیفه وامام بر عهده امت میباشد.
همچنین از حضرت حسن مثنی – حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب – سوال شد که آیا در حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» تصریحی به امامت (خلافت) حضرت علی شده است؟ ایشان در جواب فرمودند: أما والله لو یعنی النبی صلیاللهعلیهوسلم بذلک الامارة والسلطان لأفصح لهم به، فإن رسولالله صلیاللهعلیهوسلم کان أنصح الناس للمسلمین، ولقال لهم: یا أیها الناس هذا ولی أمری والقائم علیکم بعدی فاسمعوا له واطیعوا، ما کان من هذا شیء، فوالله لئن کان الله ورسوله اختارا علیا لهذا الأمر ثم ترک علی امرالله ورسوله لکان علی أعظم الناس خطیئة. [الصواعق المحرقة ص۴۸، حاشیه العواصم من القواصم ص۱۶۸، روح المعانی۶\۱۹۵]
ترجمه: قسم به خدا اگر مراد رسول اکرم از این – خطبه – امارت یا حکومت میبود، حتما آن را به صورت واضح بیان میفرمودند، زیرا آن حضرت خیرخواهترین انسان در حق مسلمانان بودند، لذا- حتما- به آنان به صورت واضح میفرمود: ای مردم! این شخص بعد از من، حاکم و سرپرست شما خواهد بود، پس حرفش را گوش کرده، از او اطاعت کنید. اما- آن حضرت- هرگز چنین جملهای نفرمودند: به خدا قسم! اگر خدا ورسولش، علی رضیاللهعنه را برای این امر- خلافت – انتخاب کرده باشند، و با وجود این، باز هم علی رضیاللهعنه دستور خدا و رسول را نادیده گرفته باشد، هرآیینه علی خطاکارترین مردم خواهد بود. (معاذ الله من ذلک)
چرا؟!…چرا؟!…چرا؟!…
اگر واقعه غدیرخم بر امامت وخلافت حمل شود، چراهایی را به دنبال خواهد داشت که جوابی غیر از قبول کردن برداشت اهلسنت ازاین حدیث، نخواهد داشت. مثلا:
.
۱- چرا رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم حکم مهمیمانند امامت را- که بنابر عقیده اهلتشیع یکی ازاصول دین میباشد- در روز عرفه یا در دومین روز منا، که جمعیتی بالغ بر یکصد وبیست وچهارهزار نفر، اطراف آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم موج میزد، اعلام نفرمود تا همه قبایل آن را بشنوند؟!
.
۲- چرا رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم حکم مهم استخلاف را با الفاظی که دارای معانی متعدد میباشند، بیان نمودند وبه جای آن از الفاظی مانند: حاکم، امیر، خلیفه، والی، و… استفاده نکردند؟! آیا عدم وضوح در کلام پیامبر، مغایر با فرموده خداوندی «إنما علی رسولنا البلاغ المبین» نمیباشد؟
.
۳- چرا آیه «الیوم اکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الإسلام دینا» که بیانگر تکمیل دین است، قبل از واقعه غدیرخم وتعیین خلیفه وامام، نازل شد؟!(مطابق عقیده اهلتشیع بدون امامت، دین تکمیل نمیشود)
.
۴-چرا آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم درطول سه ماه که بعد از واقعه غدیرخم درقید حیات بودند، حتی یک بار اشارهای هم به خلافت بلافصل حضرت علی نکردند؟!
علاوه بر توجه در مطالب گفته شده موارد زیر نیز در اثبات عقیده و برداشت اهلسنت، قابل تأمل میباشند:
اول: درنهج البلاغه شرح ابن ابی الحدید جلد ۷خطبه ۹۱، جملهای از حضرت علی رضیاللهعنه آمده که فرمودهاند: دعونی والتمسوا غیری و إن ترکتمونی فأنا کأحدکم و لعلی أطوعکم و أسمعکم لمن ولیتموه أمرکم و أنا لکم وزیر خیرلکم منی امیرا.
مرا رها کرده و کسی دیگر را جستجو کنید، اگر مرا رها کنید من هم یکی از شما خواهم بود و شاید از شما هم فرمانبردارتر باشم و اگر من بعنوان وزیر (مشاور) باشم بهتراست از اینکه امیر باشم.
در این خطبه، حضرت علی رضیاللهعنه مقام وزارت را برای خود انتخاب میفرماید، درحالی که اگر به امر خدا و رسول خلیفه شده باشد، حق تخلف را ندارد. «وما کان لمؤمن و لا مؤمنة إذا قضی الله ورسوله امراً أن یکون لهم الخیرة من أمرهم و من یعصی الله ورسوله فقد ضل ضلال مبیناً» [احزاب: ۳۶] و برای هیچ مرد و زن مومنی مناسب نیست که بعد از فیصلۀ خدا و رسولش، خود را صاحب اختیار بدانند.
دوم: درنهج البلاغه خطبه ۳۷ حضرت علی رضیاللهعنه میفرماید: من به موجب عهد و میثاقی که درگردن داشتم، با خلفا بیعت کردم.
کسی که خودش خلیفه باشد، چگونه ممکن است برای بیعت با دیگران عهد و میثاق ببندد؟!
سوم: اگرخلافت خلفای ثلاثه، نوعی غصب بوده وحضرت علی رضیاللهعنه مخالف آنها میبود، هرگز خود را به عنوان وزیر و مشاور آنها معرفی نمیکرد. در تاریخ ابن اثیر ۳/۵۵ نقل شده که حضرت علی رضیاللهعنه در مسایل پیچیده به عنوان بهترین مشاور حضرت عمر رضیاللهعنه به شمار میآمد. سید امیرعلی مؤرخ معروف شیعه مینویسد: آن زمامدار بزرگ یعنی عمر، اعتمادی که درخلافت خود، به شخص حضرت علی داشت، تا این حد بود که هروقت به خارج سفر میکرد، او را در مدینه کفیل و یا قائم مقام خودش تعیین مینمود. [تاریخ عرب و اسلام ص ۵۴].
حضرت علی نیز درنهج البلاغه خطبه ۱۱ میفرمایند: تا عمر است من کسی را شایسته خلافت نمیدانم.
چهارم : هنگامی که از حضرت علی رضیاللهعنه در آخرین لحظات زندگی ، خواسته شد تا برای خودش جانشینی تعیین کند، فرمودند: رسولالله صلیاللهعلیهوسلم بعد از خودش، کسی را بعنوان جانشین تعیین نفرمود، لذا من هم بعد از خودم جانشین تعیین نمیکنم. اگر خداوند اراده خیر بر بندگانش داشته باشد آنان را بر بهترین افرادشان جمع خواهد کرد، همانطور که بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم امت را بر بهترین افرادشان یعنی ابوبکر رضیاللهعنه جمع کرد.
پنجم: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در مورد حضرت علی رضیاللهعنه میفرمایند: «علی مع الحق و الحق مع علی». علی با حق و حق با علی است، یعنی حضرت علی هیچ وقت مرتکب عمل خلاف نمیشود، و باز خود حضرت علی درخطبه ۹۱ نهج البلاغه میفرماید: به خدا سوگند من طالب خلافت نیستم، من ریسمان میثاق با پیامبر را برگردن دارم که هرکس خلیفه شود، من با او بیعت کنم. من وزیر باشم بهتر است از اینکه امیر باشم.
با وجود این فرموده حضرت علی رضیاللهعنه و تأیید حقانیت ایشان، از جانب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در تمام حالات، آیا عملکرد حضرت علی رضیاللهعنه درمقابل خلافت خلفای ثلاثه (ابوبکر و عمر و عثمان) دلیلی بر حقانیت خلافت آنها نمیباشد؟ و آیا این واکنش حضرت علی، واکنشی برحق نیست؟ مگر غیر از این است که «علی مع الحق و الحق مع علی»؟
لذا اگر حضرت علی رضیاللهعنه کوچکترین دلیلی را در قرآن یا حدیث برخلافت خود سراغ میداشت و خود را از جانب خدا و رسول، خلیفه میدانست، هرگز از امر خدا و رسول امتناع نمیورزید و به هر قیمتی دستور خداوند را عملی میکرد و همانطورکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم تک و تنها بدون اعتنا به کشته شدن، دربرابر انبوه کفار، نبوت خود را اظهار نمود، حضرت علی نیز امامت خود را اظها رمینمود. بصیرت و مصلحتنگری حضرت علی رضیاللهعنه از خدا ورسول بالاتر نبود، علی رضیاللهعنه از امر خدا و رسول سرپیچی نمیکند، علی رضیاللهعنه ترک واجب نمیکند، علی رضیاللهعنه از بشر نمیترسد علی رضیاللهعنه از بذل جان نمیهراسد، علی رضیاللهعنه زیر بار ظلم نرفته و وزیر ظالم نمیشود، علی رضیاللهعنه از غاصب تمجید نمیکند و ۲۵ سال پشت سر او نماز نمیخواند و دختر خود را در عقد و نکاح ظالم درنمیآورد.علی رضیاللهعنه حیدر کرار است، علی صاحب ذوالفقار است علی رضیاللهعنه اسدالله الغالب است، علی رضیاللهعنه آتش پیکار را بر تحمل عار ترجیح میدهد، علی رضیاللهعنه مرگ باعزت را خوشتر از زندگی با ذلت میداند. «علی مع الحق و الحق مع علی».
لذا با تمام این دلایل و تفاصیل و با شناختی که ما از حضرت علی و دیگر اصحاب راستین پیامبر صلیاللهعلیهوسلم داریم، محال است که از واقعه غدیرخم به عنوان اهرمی برای نسبت دادن اختلاف و دودستگی دربین صحابه و بالتبع درمیان قاطبه امت اسلامی، استفاده نمود، درحالی که حدیث غدیر برای تأکید محبت، و ازدیاد صفا و صمیمیت در بین صحابه و پیروان راستین آنان گفته شده است.
——————————————————————–
منابع:
۱- روح المعانی (علامه آلوسی)
۲- نهج البلاغة
۳- البدایة والنهایة (ابن کثیر)
۴- منهاج السنة (ابن تیمیة)
۵-امامت وحدیث غدیر (مولانا محموداشرف عثمانی)
۶- حدیث غدیر، مولای مؤمنان وما اهلسنت (محمدسلیم آزاد)
.
منبع : پایگاه رسمی حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان (اهل سنت)
—————————————————————————————————-
مطلب ارسالی توسط یکی از بازدیدکنندگان محترم : “رضا : r.r1364@gmail.com “
بنده چند نکته را لازم به یاداوری دیدم:
۱-بیعت کنندگان غاصب نبودند بلکه برخی جاهل،برخی ترسو برخی بی ایمان برخی ناقص الایمان برخی غاصب برخی زبانا مسلمان و…و برخی مومن واقعی بودند که در خانه ی علی برای اعتراض جمع شدند که با زور و با آتش زدن در خانه ی فاطمه(ص) مواجه شدند.
۲- در مورد اینکه اگر قبول کنیم که همه صحابه راستین نیستند بلکه منافق(کسی که ظاهرا مسلمان است ومثلا مسلمانی را برای منافع خود میخواهد یا برای ضربه زدن به اسلام)هم وجود داشت،شاید اگر نام علی مستقیما در قران ذکر میشد کسانی در صدد سؤقصد یا تحریف برمیامدند.
۳-برادران سنی که میگویند فقط پیامبران از طرف خدا انتخاب میشوند وجانشینان پیامبر توسط عموم مردم لطفا جواب بدهند:چرا هر کدام از خلفا به یک شکلی انتخاب شد ابوبکر در سقیفه،عمر توسط ابوبکر،عثمان در شورا و علی با هجوم و درخواست توده ی مردم،چرا انتخاب جانشین ادامه پیدا نکرد،چرا الان جانشین پیغمبر را انتخاب نمیکنید،اگر به منجی اعتقاد دارید چرا آن را برای نجات بشر انتخاب نمی کنید(شیعه معتقد است کسانی به جز پیامبران از طرف خدا انتخاب میشوند)
از طرفی پیامبر خود اولین مسلم و بهترین مسلم به آنچه نازل شد بود و تاریخ نشان میدهد که جز علی بقیه خلفا در زمانی انتخاب شدند که خلیفه قبلی زنده بود حال چرا انتخاب ابوبکر در زمان حیات پیامبر و قرار دادن او به عنوان عضوی از شورا یا توده مردم! برای مشورت، انجام نشد و چرا علی در سقیفه نبود برای رای گیری!
۴-در این مقاله از قول صحیح آورده که استغفرالله علی با کنیزی که از غنایم بود همخوابگاهی کرده و پیامبر آن را تایید کرده در صورتی که علی بسیار بزرگتر از آن است که دست به چنین کاری بزند و بدتر اینکه علی همسر دارد آن هم همسری چون فاطمه(ص)در صورتی که در همین مقاله گفته شده: علی باحق است و حق با علی!
۵-اهل بیت هر که هستند انسانهای بسیار وارسته ای هستند که نامشان در حدیث ثقلین که در این مقاله از قول صحیح آ ورده در کنار نام قرآن آمده و ذکر شده که این دو از هم جدا نمیشوند و پغمبر تاکید کردند که”فانظروا کیف تخلفونی فیهما” ولی به آن عمل نکردند،فاطمه اش را آزار دادند،نوه اش حسن را زهر دادند و جسدش را تیرباران کردند،نوه اش حسین را با لب تشنه شهید کردند و اهل بیتش را اسیر و…
۶-خدا در قران در جایی خود را الله در جایی خود را رب و … معرفی کرده چون هرکدام معنایی را میرسانند،اگر پیامبر از این کلمه “مولی” استفاده کرده شاید مفهومی را رسانده که این مفهوم در هیچ کلمه ی دیگر یافت نشود
۷-اگر دوران خلافت علی را نگاه کنیم میبینیم که علی ۳ جنگ بزرگ داشت که همگی با مسلمانان بود!!! او را مجبور به قبول حکمیت کردند و بعد به او تهمت کفر زدند،اگر علی خلیفه است آیا معاویه گماشته ی علی است که در شام حکومت میکند؟!علی به دنبال خلافت نیست چون در نظر علی ارزش آن از آب بینی چارپایی نیز پست تر است و اگر خلافت را می خواهد برای اینکه حق مظلومی را از ظالمی بستاند ،اگر علی به توده ی عظیم مردم میگوید که وزیر باشد بهتر است شاید(چون من در حدی نیستم که کار علی راتفسیر کنم)عاقبت کار را میدیده که مجبور است مسلمان کشی کند ،مردم را برای جنگ فرا میخواند(در زمستان) میگوند هوا سرد است(از خطبه هایش)! شاید میدانست این جمعیت روزی تنهایش میگذارند و …
شک نکنید علی شجاعترین عرب بود ولی شجاعت یعنی به هر قیمتی حقت را بگیری!شاید بعضی مواقع سکوت نشانه ی شجاعت است چون رضایت خدا و منافع دین خدا را بر حق خود ترجیح میدهد.دکتر شریعتی دراین زمینه مثال زیبایی زده(در کتابش”علی”)(در مثال مناقشه نیست!)(برداشت خودم):مادری صاحب فرزندی میشود ولی بعد از مدتی زنی فرزندش را میدزدد ،بعد از مدتی فرزندش را در دست این زن میابد.هر کدام ادعا میکنند که فرزند مال اوست،پیش قاضی رفته تا تعیین تکلیف کنند.قاضی با شنیدن ادعای انها سرانجام حکم میکند که فرزند را ۲ شقه کرده و بین هر دو تقسیم کنند!!!مادر واقعی با شنیدن این حکم برای اینکه بچه اش زنده بماند بر خلاف میل باطنی ادعایش را پس میگیرد ومیگوید این بچه از آن من نیست!!شاید علی برای اینکه اسلام نو پا (فرزند)زنده بماند بر خلاف میل باطنی سکوت کرد
-حضور حضرت یوسف در دستگاه فرعونیان و کمک به آنها در بسیاری از امور آیا دلیل بر تایید آنهاست؟نه!مثلا علی به دنبال گرفتن حق مظلوم است چه در دستگاه ظالم باشد چه نباشد این دلیل بر تایید حکومت ظالم نیست
در پایان از عوامل مقاله می خو اهم که در صورت امکان جواب سوالاتم را داده و به من امیل کنند.(ممنون) وجوابها را همراه با سوالاتم ضمیمه ی مقاله کنند .
با تشکر
همچنین بخوانید :
برچسب ها: امامت, امامت و غدیر, تاریخی, تسنن, خم, دانلود مقاله, سنت, شیعه, علی, عید غدیر, عید غدیر خم, غدیر, غدیرخم, مقالات, مقاله, مقاله ای در مورد امامت و غدیر, مقاله تاریخی
تاريخ: ۴ آذر ۱۳۸۹
10,902 بازدید
با من احساس کن صادقانه احساس را
با من احساس کن یکی بودن را
با من در پرواز همصدا باش
بخوان با من سرود مهربانی را
تو ای نازنین دوردستهای پاکی
بخوان که دستهای سردم گرمی محبت را جستجوگرند
بیا با من …….
بیا تا مزرعه عشق……..
تا لحظه شکفتن شقایق
با من نظاره کن پرواز بی ریای آن کبوتر را
که آسمان صداقت اینک مال اوست .
خوب است
با سلام خیلی خوب بود ولی در این مقاله مغالطات زیادی شده بود که باعث غفلت میشد
اولا حضرت علی علیه السلام در خیلی از جاها بعد از این واقعه اعتراضشان را یاراد فرمودند که هیچ اشاره ای به آن نشده بود
جاهایی از خطبه غدیر را اورده بودید که تا حدودی میتونید استفاده کنید ولی جاهای دیگر را که صراحتا به امامت علی و ذریه آن حضرت اشاره دارد را ذکر نکرده بودید
و ……اگه خواستید مستند ارائه میدم بهم ایمیل بزنید
خیلی خوشم اومده
————————————————————————————————
الکترونیک دانلود :
سلام دوست گرامی . الکترونیک دانلود وب سایتی مذهبی و یا غیر مذهبی نیست و موضوع فعالیت های آن بیشتر تخصصی و آموزشی است . با این حال شما می توانید مطالب خود را به همراه مستندات ان برای ما ارسال کنید و در صورت عدم مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران مطالب شما بی کم و کاست در ادامه مقاله منتشر خواهد شد .
سلام اگه میشه یه مطلب قابل چاپ بزارین
با سلام
بنده چند نکته را لازم به یاداوری دیدم:
۱-بیعت کنندگان غاصب نبودند بلکه برخی جاهل،برخی ترسو برخی بی ایمان برخی ناقص الایمان برخی غاصب برخی زبانا مسلمان و…و برخی مومن واقعی بودند که در خانه ی علی برای اعتراض جمع شدند که با زور و با آتش زدن در خانه ی فاطمه(ص) مواجه شدند.
۲- در مورد اینکه اگر قبول کنیم که همه صحابه راستین نیستند بلکه منافق(کسی که ظاهرا مسلمان است ومثلا مسلمانی را برای منافع خود میخواهد یا برای ضربه زدن به اسلام)هم وجود داشت،شاید اگر نام علی مستقیما در قران ذکر میشد کسانی در صدد سؤقصد یا تحریف برمیامدند.
۳-برادران سنی که میگویند فقط پیامبران از طرف خدا انتخاب میشوند وجانشینان پیامبر توسط عموم مردم لطفا جواب بدهند:چرا هر کدام از خلفا به یک شکلی انتخاب شد ابوبکر در سقیفه،عمر توسط ابوبکر،عثمان در شورا و علی با هجوم و درخواست توده ی مردم،چرا انتخاب جانشین ادامه پیدا نکرد،چرا الان جانشین پیغمبر را انتخاب نمیکنید،اگر به منجی اعتقاد دارید چرا آن را برای نجات بشر انتخاب نمی کنید(شیعه معتقد است کسانی به جز پیامبران از طرف خدا انتخاب میشوند)
از طرفی پیامبر خود اولین مسلم و بهترین مسلم به آنچه نازل شد بود و تاریخ نشان میدهد که جز علی بقیه خلفا در زمانی انتخاب شدند که خلیفه قبلی زنده بود حال چرا انتخاب ابوبکر در زمان حیات پیامبر و قرار دادن او به عنوان عضوی از شورا یا توده مردم! برای مشورت، انجام نشد و چرا علی در سقیفه نبود برای رای گیری!
۴-در این مقاله از قول صحیح آورده که استغفرالله علی با کنیزی که از غنایم بود همخوابگاهی کرده و پیامبر آن را تایید کرده در صورتی که علی بسیار بزرگتر از آن است که دست به چنین کاری بزند و بدتر اینکه علی همسر دارد آن هم همسری چون فاطمه(ص)در صورتی که در همین مقاله گفته شده: علی باحق است و حق با علی!
۵-اهل بیت هر که هستند انسانهای بسیار وارسته ای هستند که نامشان در حدیث ثقلین که در این مقاله از قول صحیح آ ورده در کنار نام قرآن آمده و ذکر شده که این دو از هم جدا نمیشوند و پغمبر تاکید کردند که”فانظروا کیف تخلفونی فیهما” ولی به آن عمل نکردند،فاطمه اش را آزار دادند،نوه اش حسن را زهر دادند و جسدش را تیرباران کردند،نوه اش حسین را با لب تشنه شهید کردند و اهل بیتش را اسیر و…
۶-خدا در قران در جایی خود را الله در جایی خود را رب و … معرفی کرده چون هرکدام معنایی را میرسانند،اگر پیامبر از این کلمه “مولی” استفاده کرده شاید مفهومی را رسانده که این مفهوم در هیچ کلمه ی دیگر یافت نشود
۷-اگر دوران خلافت علی را نگاه کنیم میبینیم که علی ۳ جنگ بزرگ داشت که همگی با مسلمانان بود!!! او را مجبور به قبول حکمیت کردند و بعد به او تهمت کفر زدند،اگر علی خلیفه است آیا معاویه گماشته ی علی است که در شام حکومت میکند؟!علی به دنبال خلافت نیست چون در نظر علی ارزش آن از آب بینی چارپایی نیز پست تر است و اگر خلافت را می خواهد برای اینکه حق مظلومی را از ظالمی بستاند ،اگر علی به توده ی عظیم مردم میگوید که وزیر باشد بهتر است شاید(چون من در حدی نیستم که کار علی راتفسیر کنم)عاقبت کار را میدیده که مجبور است مسلمان کشی کند ،مردم را برای جنگ فرا میخواند(در زمستان) میگوند هوا سرد است(از خطبه هایش)! شاید میدانست این جمعیت روزی تنهایش میگذارند و …
شک نکنید علی شجاعترین عرب بود ولی شجاعت یعنی به هر قیمتی حقت را بگیری!شاید بعضی مواقع سکوت نشانه ی شجاعت است چون رضایت خدا و منافع دین خدا را بر حق خود ترجیح میدهد.دکتر شریعتی دراین زمینه مثال زیبایی زده(در کتابش”علی”)(در مثال مناقشه نیست!)(برداشت خودم):مادری صاحب فرزندی میشود ولی بعد از مدتی زنی فرزندش را میدزدد ،بعد از مدتی فرزندش را در دست این زن میابد.هر کدام ادعا میکنند که فرزند مال اوست،پیش قاضی رفته تا تعیین تکلیف کنند.قاضی با شنیدن ادعای انها سرانجام حکم میکند که فرزند را ۲ شقه کرده و بین هر دو تقسیم کنند!!!مادر واقعی با شنیدن این حکم برای اینکه بچه اش زنده بماند بر خلاف میل باطنی ادعایش را پس میگیرد ومیگوید این بچه از آن من نیست!!شاید علی برای اینکه اسلام نو پا (فرزند)زنده بماند بر خلاف میل باطنی سکوت کرد
-حضور حضرت یوسف در دستگاه فرعونیان و کمک به آنها در بسیاری از امور آیا دلیل بر تایید آنهاست؟نه!مثلا علی به دنبال گرفتن حق مظلوم است چه در دستگاه ظالم باشد چه نباشد این دلیل بر تایید حکومت ظالم نیست
در پایان از عوامل مقاله می خو اهم که در صورت امکان جواب سوالاتم را داده و به من امیل کنند.(ممنون) وجوابها را همراه با سوالاتم ضمیمه ی مقاله کنند
با تشکر
فراموش کردم !
ایمیل من:r.r1364@gmail.com
بسم الله الرّحمن اارّحیم
با سلام
لطفاً با حوصله بخوانید
در این مقاله شاید پررنگ ترین دستاویز، خطبه ی ۹۲ نهج البلاغه بوده باشد.
فکر کنم بهتر است ماجرایی را یاد آور شوم. آّیا اگر در مقاله ای خواندید که در قران عبارت هایی چون “به نماز نزدیک نشوید…” و یا “وای بر نماز گزاران …” وجود دارد نماز نمی خوانید ؟یا به قران مراجعه کرده و حقیقت را از ان می خواهید ؟.
برای فهم یک سخن بایسته است کلمات بعد و قبل از ان را نیز مطالعه کنیم هم چنین موضوع مطلب را مدنظر قرار دهیم .
اگر چند کلمه بعد از ان دو عبارت نیز از قران خوانده شود بار معنایی بسیار متفاوتی پیدا می کند : “به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست هستید ” و “وای بر نمازگزارانی که در امر نماز سهل انگارند و انان که ریا می کنند …”
ولی پیش از پرداختن به موضوع اصلی خوانندگان جویای حقیقت لطف کنندحتما خطبه ۳ نهج البلاغه را مطالعه نمایند و در انجا ایشان تصریح می فرمایند که ابوبکر با علم به صلاحیت و حقانیت علی در امر خلافت ردای جانشینی پیامبر صلی الله علیه را ‘ غصب ‘ کرده و ایشان بین قیام و بردباری , سکوت و صبر را با وجود سختی بسیار خردمندانه تر یافته اند .شاید چون صلاح جامعه اسلامی در ان زمان کمتر بودن تفرقه و جنگ های درونی بوده باشد , هم چنین اغلب مردم ظرفیت و بصیرت لازم را برای پذیرش ایشان نداشتند لذا حضرت علی بهتر دیدند که با سیاست و به طور غیر مستقیم بسیاری از امور را که شاید مردم از خود ایشان متابعت نمی کردند درباب مشاور و وزیر به مرحله اجرا در اورند .
اکنون حقایقی در باره خطبه ۹۲ نهج البلاغه (این بار کمی کاملتر و منصفانه تر از آنچه در متن بالا آمد ):
۱٫زمان ایراد این خطبه پس از قتل عثمان بوده و در آن هنگامی که مردم برای بیعت به حضرت علی مراجعه می کنند . همانگونه که میدانید قتل عثمان حتی مقدمه یک جنگ باحضرت علی شد بر مبنای یک تهمت بی اساس و اعلام بی درنگ و مشتاقانه حضرت علی به خلافت حجت را در امر توطئه نداشتنشان بر بسیاری تمام نمی کرد ( دقت کنید این یک برداشت تقریبا شخصی است ) و باید به این نیز توجه کرد که حضرت علی از سر هوس واقعا هم تمایلی به در دستگیری خلافت نداشتند.
۲٫حضرت علی در این خطبه فرمودند مرا واگذارید و دیگری را بدست آرید “زیرا” ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است , و چهره های گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند . چهره افق حقیقت را (در دوران خلافت ۳ خلیفه) ابرهای تیره فساد گرفته , و راه مستقیم حق ناشناخته ماند . آگاه باشید ! اگر دعوت شما را بپذیرم ,بر اساس انچه که می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن , و سرزنش سرزنش کنندگان , گوش فرا نمی دهم . اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم که شاید شنوا تر , و مطیع تر از شما نسبت به رییس حکومت باشم , در حالی که من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است که امیر و رهبر شما گردم .
با استناد بر همین جمله مستند و محکم که ( الحق مع علی و علی مع الحق ) می توان با دید بسیار روشن تری از خطبه های ۳ نهج البلاغه و ۹۲ و سخنان بسیار دیگری که ایشان درباره مباحثی چون خلیفه بر حق , غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و عثمان , شناخت حق و باطل و … دارند می توان به روشنی ماجرای شورای شش نفره عمر را در یافت که حضرت علی علیه السلام حاضر به تبعیت از روش ابوبکر و عمر نشدند .
اگر رهبر امت اسلامی را خداوند تعیین نمی کند , اگر رهبر مسلمین می تواند حتی فاسق باشد چه برسد به اینکه معصوم نباشد , اگر این همه (حدود یک ساعت و نیم ) خطبه غدیر را وا می گذارید , اگر این همه تفسیر و کتاب و روایت و برهان اشکار را ندیده می گیرید و فقط روی یک یا چند جمله به ظاهر متشابه بدون توجه به محکمات برهان اقامه می کنید وضعیت مطلوب تری برایتان انتظار نمی رود
(مراجعه شود به اثار علامه امینی که فقط از روایات و کتب و تفاسیر و … اهل سنت خطبه شور انگیز غدیر , حقانیت امیرالمومنین علی (ع)را و… اثبات می کند
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ترجمه قسمت هایی از خطبه غدیر (به جز من کنت مولاه فهذه علی مولاه)
که جای هیچ حرفی نمی گذارد .
“ای مردم هیچ علم و دانشی نیست مگر اینکه خداوند ان را در من گرد اورده ، و هر دانشی که فرا گرفته ام ، به ‘ امام متقیان ‘ آموخته ام و هیچ علمی نیست جز آنکه به ‘علی ‘ یاد داده ام و او ‘امام’ آشکار است .”
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
و ما من علم الّا علّمتَه علیّا، و هو الامامُ المبین
…
ای مردم، او امامی از سوی خداست، و خدا توبه ی کسی را که ولایت او را انکار کند، هرگز نمی پذیرد، و خدا هرگز چنین کسی را نمی آمرزد.
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
انّه امامٌ من الله
…
ای مردم، برتری علی را ارج بگزارید، زیرا او پس از من، در بین زنان و مردان عالم، برترین انسان است.
( حتّی از ابوبکر و عمر و …)
والسّلام علی من اتّبع الهدی
با سلام من عضو سایت نیستم ولی زیاد سر میزنم برای کارهای تخصصی برق اما در مورد مطلب غدیر و امامت بالا باید عرض کنم که اولا جای این صحبت ها اینجا نیست دوست عزیز شما یه مقدار کمی اطلاعات درست و نادرست را باهم قاطی کردین میخوایین به خورد کی بدین شما هنوز از غدیر چیزی بلد نیستین پس برین زیاد مطالعه کنین در ضمن از مدیر سایت تقاضا دارم این مطالب که به ریشه این مملکت صدمه وارد میکند را در این سایت قرار ندهند
——————————–
الکترونیک دانلود :
با سلام خدمت شما دوست عزیز . همونطور که در خود مطلب ذکر شده عنوان کردن این مقاله به معنای رد و یا قبول آن نیست . این مقاله فقط توسط الکترونیک دانلود نقل قول شده است . شما در ارائه نظر خود آزاد هستید و میتوانید آن را قبول و یا رد بفرمایید . دیدگاه ها در صورتی که حاوی الفاظ رکیک نباشید چه موافق و چه مخالف و چه انتقادی تند همگی تایید شده و به نمایش در خواهند امد .
سلام دستتون درد نکنه بابت مطالب خوبتون میخواستم اگه ممکن باشه ما هم از مطالب شما در سایتمان با ذکر منبع استفاده کنیم ؟
این عنوان سایت ماست :
سفارش نرم افزار- دانلود برنامه-مقاله
——————————
الکترونیک دانلود :
با سلام . خواهش می کنم . کپی برداری از مطالب الکترونیک دانلود با ذکر منبع کاملاً مجازه و برای ترویج علم کاملاً هم توصیه میشه
سلام کسی که اعتراض داردمستندبایدبیان کندنه باکافریافاسق خواندن دیگران
خوب بود ممنونم امیدوارم تلاشهایتان همچنان در راستای تبلیغ وقاییع تاریخی اسلام همچنان ادامه یابد
سلام علیکم.میخواستم بگم ما که با اهل سنت دعوا نداریم.این آتیشی که بزرگاشون راه اناختن به چشم خودشون میره.اهل سنت محترم لطف کنند بگن چرا پیروان ۴امامی هستید که هیچکدوم در زمان پیغمبر(ص) نبودن و جالبه که هرکدوم یجور نماز میخونن؟چرا آقای حضرت عمر متعه النساء را ممنوع کرد در حالی که (طبق مسند احمد حنبل ج۳٫ص۳۲۴٫ وصحیح مسلم ج۴٫حدیث۱۲۲۱)خداوند در قرآن کریم (سوره بقره آیه۱۹۶٫مومنون۵و۶٫احزاب۵۰٫نساء۲۳و۲۴)در زمان پیغمبر(ص) متعه النساء بوده و انجام میشده.سندهارو از کتابای خودتون و قرآن آوردم که دیگه حرفی باقی نمونه.حالا بگید حکم خداوپیغمبر(ص) صحیحتره یا حکمهای بدعت آور برادر عمر.سند زیاد دارم اما فعلا اینو جواب بدید تا بقیش.
آفا ریدی با این سایتت
سلام اگه بخوام پورت USB رو به پورت COM تبدیل کنم باید چیکار کنم؟